جهان اطلاعات
جدیدترین مطالب علمی، فناوری وکاربردی جهان
سرزمین نخل و شروه

بوشهر سرزمین گرم و دوست داشتنی شاید زیباترین خاک این کشور را داشته باشد که با ویژگی های فرهنگی و تاریخی منحصر به فردش همیشه محبوب مسافران بوده است.
بوشهر سرزمین عجیبی است. باورهای عجیبی در این سرزمین شکل گرفته و معماری شگفت انگیزی دارد. هرقدر درباره بافت تاریخی بوشهر گفته شود کم است؛ هرقدر از فرهنگ مردمان آن گفته شود، گویی ناگفتههای زیادی ماندهاست. بوشهر سرزمین نخل و شروههای خلاق است.
بندر بوشهر، سرزمین شرجی و گرما، مهد دلاوران جنوب، قلمرو مروارید و نفت و گازو لنج، در حاشیه سحرانگیز خلیج فارس با صیادان سختکوشش روزهای خوش مهمانی اش را آغازکرده. از بهمن تا اواخر فروردین بهشت جنوب کشور بهترین مقصد برای یک سفر عجیب، یگانه و پرثمر است.

آنچه در مورد زیبایی های بوشهر می توان گفت در چنین مطلب مختصری نمی گنجد، اما برای آنکه تصویری از این بندر تاریخی داشته باشید، تلاش می شود بشکلی کوتاه نقاط دیدنی بوشهر را معرفی کنیم.
به فراخور قدمتی که این بندر دارد، به اسامی مختلفی از جمله رام اردشیر، ابوشهر، لیان و ری شهر و... خوانده شده، همانطور که از نام اولیه آن پیداست بنای شهر را به اردشیر ساسانی نسبت می دهند، هرچند که منابعی از آوازه بوشهر در زمان هخامنشی و داد و ستدهایی که از آن طریق با هند و آفریقای شمال شرقی انجام می شده خبر می دهند. آنچه بدیهی است این است که بوشهر به شکل کمابیش کنونی اش در زمان نادری بشکل بندری پررونق شناخته شد بوده است.

::ادامه مطلب::
روانشناسی افراد از روی رنگ چشم، گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بیتاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود، مشکلات زیادی را حل خواهد کرد.
● رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان دهنده آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و ارادهای بالا دارند.
در تصمیمگیریها، خیلی محکم عمل میکنند و تا حدی خود رای و مغرور نیز هستند.
این افراد، اعتماد به نفس بالایی دارند و تا آخرین توان خود به دیگران کمک میکنند.
● رنگ چشم آبی
دارندگان چشمهای آبی، دارای نگاهی عمیق هستند و شخصیتی حساس دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل میکنند.
● رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی، انسانهایی رویایی هستند که در فضای شاعرانهای زندگی میکنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی میکنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند. این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.
● رنگ چشم قهوهای
چشم قهوهای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیرهتر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوهایها، بسیار خونسردند و هرچه را که میخواهند به راحتی تصاحب میکنند.
● رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشمهای خاکستری، دو دسته هستند. یا از شخصیتی آرام برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند، ولی در مجموع انسانهایی سرسخت و سنگین دل هستند.
● رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلیها، انسانهایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست میگردند. چشم عسلیها معمولاً از کودکی روی پای خود میایستند و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند.
اکثر انسانها میتوانند حالات چهره خود را کنترل کنند، اما معمولا ادعا میشود که حرکات خاص بدن و چگونگی نگاه کردن میتواند نشانههایی از دروغ گفتن، عصبی بودن، خیانت کردن و مانند آن را فاش کند.....
بسیاری از مردم نمیدانند پاهای انسانها میتوانند پیامهای رمزآلودی در مورد شخصیت ،تمایلات و افکار انسانها از خود نشان دهند. تحقیقات نشان میدهد انسانها در زمان دروغ گفتن پاهای خود را به طور غیرعادی بیحرکت نگاه میدارند تا حد ممکن دیگران را متوجه دروغ گفتن خود نکنند.
زنان نیز معمولا مردان را از روی شکل کفشهایشان و این که به چه میزان تمیز است و با دیگر لباسهایشان همخوانی دارد ارزیابی میکنند.
مردان در زمان عصبی بودن معمولا حرکت پاهایشان افزایش پیدا میکند، اما زنان دقیقا بر خلاف مردان در هنگام عصبانیت پاهای خود را بیحرکت نگاه میدارند.
افراد خجالتی هم معمولا پاهای خود را تکان میدهند که این نشان از راحت نبودن آنها در یک جمع خاص دارد. افراد مغرور و متکبر از سوی دیگر حرکت پای کمتری دارند.
اکثر مردم با حالات چهره و معانی آنها آشنایی دارند، اما در مورد حرکات پاها و معانی آنها چیزی نمیدانند.اما حقیقت این است که زبان پاها میتوانند اطلاعات زیادی در مورد شخصیت یک فرد، این که فرد در زمان صحبت کردن به چه چیزی فکر میکند فاش کند. حتی از طریق آنها میتواند به حالات احساسی و روانشناسی و خصوصیات یک انسان پی برد.
یکی از نکات جالب در این مورد آن است که اکثر انسانها میتوانند حالات چهره خود را کنترل کنند، اما معمولا آنها کنترل خاصی روی حرکات پای خود ندارند و به همین دلیل این عضو بدن به راحتی میتواند شخصیت صاحب خود را فاش کند.
معمولا مردم برای آنکه متوجه به دروغ گویی شخصی بشوند به چهره و چشمان او نگاه میکنند، اما حقیقت این است که بسیاری از مردم میتوانند چهره خود را کنترل کرده و دروغگویی خود را پنهان کنند. اما یکی از بهترین روشها برای پی بردن به دروغ گفتن یک شخص توجه به حرکات پاهاست. زمانی که انسانها دروغ میگویند، به طور غیر عادی پاهای خود را ثابت و بیحرکت نگاه میدارند.این در حالیست که بسیاری از مردم تصور میکنند انسانها به دلیل عصبی بودن در زمان دروغگویی بیشتر حرکت میکنند، اما این موضوع کاملا برعکس است.زمانی که ما دروغ میگوییم در حال سرکوب کردن و مخفی کردن یک احساس خوب هستیم و همین کار را هم با حرکات پای خود انجام میدهیم.
روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است...
به مثال زیر توجه کنید :
فرض می کنیم که شما متولد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۴ هستید.اردیبهشت ماه دوم (۲) سال است پس :
۹=۱+۸=۱۸=۵+۹+۳+۱=۱۳۹۵=۱۳۶۴+۲+۲۹
شماره تولد ۹ است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.
برای مشاهده ی تفسیر اعداد به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
● تفسیر اعداد:
۱) خالق و مبتکر:
یک ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال یک ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که بهترین باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.
۲) پیام آور صلح :
دو ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.
۳) قلب تپنده زندگی :
سه ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.
۴) محافظه کار :
چهار ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.
۵) ناهماهنگ با جماعت :
پنج ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.
۶) رمانتیک و احساساتی :
شش ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.شش ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.
۷) عاقل و خردمند :
هفت ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!
۸) آدم کله گنده :
هشت ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.
۹) اجرا کننده و بازیگر :
نه ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند
افسانهای اسطورهای در مورد نوازش وجود دارد که تقریباً همهی ما آن را آموختهایم. این افسانه میگوید: "نوازشهایی را که طلب میکنید بی ارزش هستند." ولی واقعیت چنین است که: "نوازشهایی را که شما با طلب کردن به دست میآورید به اندازهی نوازشهایی که بدون طلب کردن بدست میآورید ارزشمند هستند."
اگر دوست دارید در آغوش گرفته شوید آن را طلب کنید و بدست آورید. این به همان اندازه خوب است که این آغوشها را با صبر کردن و امیدوار بودن بدست آورید.
شاید شما اعتراض کنید که: "ولی اگر من این نوازش را طلب کنم، شخص مقابل ممکن است فقط برای این که مرا راضی کند و نرنجاند این کار را بکند."
اگر با بالغ خود ارزیابی کنیم میبینیم که امکان چنین چیزی وجود دارد. در عین حال نوازش ممکن است بار عاطفی صمیمانهای داشته باشد. امکان قوی دیگری وجود دارد که دیگران دوست دارند به شما نوازش دهند، ولی "والد" درون آنها اخطار میکند که "نوازش نده". هنگامی که شما از اینگونه افراد تقاضای نوازش میکنید، در واقع آن چیزی را از آنها طلب میکنید که شاید خود مایل به انجام آن هستند.
شما همیشه این اختیار را دارید که ببینید آیا نوازشهای طرف مقابل اصیل و صادقانه است یا خیر. اگر نوازشها اصیل و صادقانه نباشد، شما در مقابل خود انتخابهای دیگری دارید. در هر صورت میتوانید انتخاب کنید که نوازش را بگیرید، و یا اینکه نوازشهای دروغین آنها را رد کنید و تقاضای نوازشی خالصانه از همان شخص و یا از شخص دیگری بنمائید.
حداقل پنج نوع نوازش مثبت را که میخواهید ولی معمولاً آن را تقاضا نمیکنید، یادداشت کنید. آنها میتوانند نوازشهای کلامی ،غیر کلامی و یا مخلوطی از هر دو باشند. در هفتهی آینده حداقل از یک نفر یکی از این نوازشها را تقاضا کنید.
اگر نوازش گرفتید از نوازش کننده تشکر کنید، در غیر این صورت هیچ اشکالی ندارد که با "بالغ" خود از آن شخص در مورد این که چرا دوست نداشت نوازش بدهد سؤال کنید.
این تمرین زمانی به پایان میرسد که شما تمام نوازشهایی را که میخواهید طلب کنید، مهم نیست که آیا همه را بدست آورید یا نه. زمانی که همهی نوازشهایی را که در فهرست نوشتهاید ، از دیگران تقاضا کردید، به خودتان نوازشی برای انجام این تمرین بدهید.
خویشتن نوازی
بدون شک بسیاری از ما در کودکی آموختهایم که: "به خودت نوازش نده." اینها فرامین "والدی" است که بر ما تحمیل شده است: "خودنمایی نکن، پز دادن و لاف زدن نوعی بیادبی است!" مدارس نیز این نوع تلقینات و آموزشها را ادامه میدهند، زمانی که شاگرد ممتاز میشدیم و یا در یک مسابقهی ورزشی برنده میشدیم، اشکالی نداشت که دیگران از ما تعریف و تمجید کنند و بگویند ما چقدر خوب بودیم. لیکن ما خودمان بر این باور بودیم که باید با بیاعتنایی و فروتنی بگوییم: "ای بابا، این که چیزی نبود."
در بزرگسالی نیز ممکن است این رفتار "کودک مطیع و سازگار" را ادامه دهیم. با فرا رسیدن دوران بزرگسالی، بیشتر ما به این رفتار عادت میکنیم که پیشرفتهای خود را حتی در نظر خودمان دست کم بگیریم. با انجام این کار، ما منبع اصیلی از نوازش یعنی خویشتن نوازی را محدود میکنیم.
بانک نوازشی
با این که خویشتن نوازی منبع اصیل نوازشی ماست، هرگز نمیتواند جایگزین کاملی در مقابل نوازشهایی که از دیگران میگیریم باشد. مانند این است که هر یک از ما دارای یک "بانک نوازشی" هستیم و هرگاه از کسی نوازش میگیریم، نه تنها آن نوازش را در زمان خاص خود میگیریم، بلکه خاطرهی آن را در "بانک نوازشی" خود نگهداری میکنیم. بعدها میتوانیم به این "بانک نوازشی" مراجعه کنیم و از نوازشی که میخواهیم، به عنوان خویشتن نوازی بهره ببریم. اگر ما نوازشی را به طور خاص ستایش میکنیم میتوانیم آن را بارها و بارها به خاطر آوریم. لیکن سرانجام این نوازشهای ذخیره شده اثرات خود را به تدریج از دست میدهند. ما نیاز داریم که "بانک نوازشی" خود را از دیگران همیشه پر نگه داریم.
سعی کنید نیازهای نوازشی اصیل خود را شناسایی کرده و آنها را طلب کنید. اگر نوازشی منفی را نمیخواهید آن را رد کنید. معمولاً دوستان نزدیکی که به ما نوازش منفی میدهند هدفشان ناراحت کردن ما نیست. بلکه نمیدانند چگونه نوازشی ما را خوشحال میکند یا به دلایلی عادت دارند به دیگران نوازش منفی بدهند. نوازش منفی آنها را رد کنید. با آنها صحبت کنید و ترتیبی دهید که انرژی خود را برای ارائهی نوازشهای مثبت صرف کنند. اگر میخواهید به کسی نوازش مثبت بدهید سعی کنید "غیر شرطی" باشد. و نوازشهای منفی را حتماً شرطی کنید. اگر به کسی بگویید "من از تو متنفرم" او نمیداند باید چکار کند تا از او متنفر نباشید. اما اگر بگویید "من از بیتوجهی تو نسبت به خواستههایم ناراحتم." او میداند باید چگونه رفتار کند تا شما خوشحال شوید. لااقل میتواند دلیل بیتوجهی خود را به شما بگوید.
فکر میکنم صحبت در مورد نوازشها کافی است. سرنخهای لازم را بدست آوردهاید. پیشرفت ما خوب بوده است. اکنون بعضی از اصول تحلیل رفتار متقابل را میشناسیم. اکنون وقت آن است در کنار ادامهی مطالب، باهم در مورد مثالهای خاص صحبت کنیم. سؤالهایی را که برایتان مطرح میشود برای من بفرستید. یا به گونهای که دیگران هم ببینند یا به طور شخصی ارسال کنید. احتمال زیادی دارد که توانایی پاسخگویی کامل به سؤالها را نداشته باشم. دست کم مطالب مورد علاقهی یکدیگر دستمان میآید.

مقدمه
ارتباط ویژگی اساسی زندگی انسانی است. احساس رضایت و لذت از زندگی در بسیاری از مواقع حاصل قرار داشتن در محیطی است که ارتباط سالمی وجود دارد. هم چنین بسیاری از رنجش های انسان ها از افراد نزدیک خود، به ارتباط ناسالم و رنج آور آنها مربوط است. در نوشته حاضر اساسی ترین مشکلات ارتباطی زن و شوهرها و راه حل آنها ارائه شده است. توجه به این مطالب کمک می کند که زن و شوهرها بتوانند از با هم بودن لذت ببرند و به دنبال آن بتوانند خانواده سالمی را شکل دهند.
مشکلات ارتباطی رایج بین زن و شوهرها
یکی از عوامل اصلی رضایت زناشویی ایجاد ارتباط مناسب بین زن و شوهر است. گاتمن (1994) چهار مقوله را برای الگوهای منفی ارتباطی بیان می كند و آنها را "چهار سوار كار مكاشفه" می نامد . او عنوان می كند كه اكثر الگوهای ارتباطی منفی زوج ها در این چهار نمونه قرار می گیرد . این مقوله ها عبارتند از :
1-انتقاد در مقابل شکایت
شكایت اگر به شكل صحیح انجام گیرد بیان كننده ی احساس فرد شكایت كننده و نارضایتی او از وضع موجود است . گاهی اوقات زوج ها به جای بیان مناسب احساس نارضایتی خود ، به انتقاد سرزنش آمیز از یكدیگر می پردازند. این مشكل زمانی اتفاق می افتد كه به جای تمركز بر رفتار ناراحت كننده، بر خود فرد تمركز می شود. به عبارتی به جای شكایت از رفتار ناراحت كننده ، از شخصیت فرد انتقاد می شود. بیان این مسئله هم گاهی شكل اتهام پیدا می كند . مثال " من هیچ سرگرمی ای ندارم چون تو از بیرون رفتن خوشت نمی آید. "
لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید
تفاوت انتقاد و تحقیر در روابط زوجی ، این است که در انتقاد به صورت عمدی به همسر ضربه وارد نمی شود، در حالی كه در تحقیر فرد تحقیر كننده به صورت عمدی و از روی قصد به همسر خود آسیب و ضربه ی روحی وارد می كند. توهین و فحاشی، عناد ورزی، مسخره کردن، حرکات بدنی تحقیر آمیز و ... ؛ همه از نشانه های تحقیر هستند. تحقیر می تواند رابطه بین افراد را كاملاً مختل كند. فردی كه همسرش را تحقیر می كند، احساس دوست داشتن را در همسر خود كاملا از بین می برد.
3- دفاعی رفتار كردن
وقتی زن و شوهر نسبت به هم حالت دفاعی می گیرند، نمی توانند به عنوان یك تیم با هم همكاری كنند. در این حالت، هر دو نفر مسئولیت خود را نادیده گرفته و خود را تبرئه می كنند. هم چنین ممكن است ارزش هایی مثل شکایت دو طرفه استفاده کنند. در این حالت، زوج روزگار سختی را می گذارند. زیرا زمانی كه ناكام می شوند چیزها و فرصت های زیادی را از دست می دهند.
4- عدم همکاری
وقتی در رابطه ی زن و شوهر مشكل ایجاد می شود ، یکی از آنها ممکن است قهر كند و از صحبت کردن امتناع ورزد. قهر کردن به نوعی، حالت تحقیر را در طرف مقابل ایجاد می كند. این حالت به این دلیل ایجاد می شود كه فرد احساس می كند، به او بی اعتنایی می شود. خیلی از زوج ها در جریان زندگی ممكن است گاهی با یكدیگر قهر کنند، اما اگر قهر طولانی و پایدار شود، مشكلات جدی و وخیمی را در رابطه ی آنها ایجاد می كند .
مشکلات خاص ناسازگارانه در زوج ها
ذهن خوانی:
ذهن خوانی زمانی صورت می گیرد که یکی از اعضاء زوج، دایماً بر اساس ادراکی که از رفتار و نیت همسر خود دارد، بدون این كه از حلقه ی بازخورد استفاده كند، عمل می کند.
«من درباره ی سینما رفتن با تو صحبت نكردم زیرا می دانستم که مخالفت می كنی.» ؛ «من با نگاه کردن به چهره ی تو فهمیدم که دوست نداری در كنار من بنشینی » .
ذهن خوانی معمولاً در زوج هایی که مدت طولانی تری از ازدواج آنها می گذرد، بیشتر مشاهده می شود. در این موارد ، چون زوج ها فكر می كنند در دوره ی طولانی با هم بودن، به خوبی یكدیگر را شناخته اند، احساس می كنند كه نیازی به باز خورد ندارند. به همین دلیل بیشتر بر اساس ادراك و برداشتی كه از رفتار همسر خود دارند، واكنش نشان می دهند. ذهن خوانی گاهی مشكلاتی بسیار جدی را در ارتباط بین زن و شوهر، ایجاد می كند .
میز گرد:
در این حالت زوج به این تمایل دارند كه بحثهای خود را به سمت منطقی بودن هدایت كنند، به گونه ای كه بیان احساس وجود نداشته باشد. در این شرایط ارتباط زوج بیشتر به سمت نوعی ارتباط حرفه ای سوق داده می شود. در این نوع ارتباط، افراد ارزش زیادی برای تحصیلات بالا، مدرن و روشنفكر بودن و دوری از كشمكش قائل هستند. در این گونه موارد مباحث زوج خالی از احساس می شود و بیشتر به ارتباط دو شریك تجاری شباهت پیدا می كند.
نتیجه گیری:
اگر زن و شوهر بتوانند به مسائل مطرح شده توجه کنند و با نگاهی عمیق به روابط خود بنگرند، می توانند دریابند که آیا مشکلات مطرح شده در ارتباط آنها وجود دارد یا خیر.
در صورتی که این گونه مشکلات در رابطه آنها وجود دارد، لذت بردن و آرامش حاصل از ارتباطات کم رنگ است. شما می توانید با حذف مشکلات فوق، از ارتباطی سالم و لذت بخش با همسرتان لذت ببرید.
رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. در این ایمیل ۳۰ نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد. تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کند! به همین دلیل سعی کردیم راههای جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی شما دوستان را یادآور شویم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.
۲. ایده های قدیمیتان را به یاد آورده و دوباره آنها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه، ایده قدیمیتان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟
۳. برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یک بار دیگر به حرف هایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.
۴. به فرزندانتان بگویید "دوستتون دارم" و "به شما افتخار می کنم." به چشم هایشان نگاه کنید، و به آن ها نشان دهید که چقدر برایشان ارزش قائلید. تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند، شاهد چه تغییرات شگرفی بودیم.
۵. دفعه ی بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.
۶. ۳۰ ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشم های دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.
۷. کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.
۸. به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.
۹. از کسی تعریف و تمجید کنید.
10. برای چیزی یا کسی که باورش دارید، بایستید. یک جمله ی حمایت کننده، حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.
11. کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که "تو می توانی!" او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.
۱۲. کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید. می توانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.
۱۳. به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. دستتان را پشتش بکشید، انگشتانتان را در موهایش فرو ببرید، نرم و آرام بغلش کنید، دستش را به نرمی فشار دهید، یا حتی یک بوسه تند و چابک. خیلی خوب است اگر بچه هایتان بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند. مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت می گذاشتند، این قدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.
۱۴. یک کلمه ی جدید (کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط ندارید) یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر یاد بگیرید.
۱۵. چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.
۱۶. هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی موقعیت های زندگی تان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید. برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.
۱۷. از کسی بپرسید، "حالت چطور است" و واقعاً به جوابی که به شما می دهد خوب گوش کنید.
۱۸. مبلغی (در حد توانایی) در یک پاکت گذاشته و با عنوان "ناشناس" برای کسی بگذارید که می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!
۱۹. یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و…
۲۰. یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید (انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم ۳۰ ثانیه ای شروع کنید). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.
۲۱. اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. این کار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.
۲۲. وقتی کسی از شما تقاضای کمک خواست (کمک مالی)، پاسخ مثبت بدهید.
۲۳. در هر موقعیتی از ورزش کردن غافل نشوید حتی یک نرمش سرو گردن 30 ثانیه ای ...
۲۴. یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا شاهد چه فضای سبز پایان ناپذیری خواهد بود.
۲۵. چراغ اتاق هایی که خالی است را خاموش کنید (لامپ اضافی خاموش). هر ۳۰ ثانیه هم ارزش دارد.
۲۶. در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.
۲۷. یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید؛ و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.
۲۸. ۳۰ ثانیه بخندید. استرستان فروکش خواهد کرد.
۲۹. آب را به مقدار کافی بنوشید.
۳۰. ۳۰ ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید؛ و همیشه قدردان نعمت های خداوند باشید.
ذهن انسان بر زندگی او تاثیر می گذارد، دیدگاه ما نسبت به تعریفی که از دنیا و روابط آن در ذهن داریم و طرز فکر و نگرش ما بر زندگی ما اثر می گذارند. این تاثیرات را می توان به سه گروه عمده دسته بندی کرد:
تاثیر ذهن بر شخصیت
علم روانشناسی سال هاست پیرامون این موضوع تحقیق و بررسی می کند. بطور مثال، انسان با اعتماد به نفس ضعیف، تصویر مطلوب و خوبی از خویش در ذهن ندارد و این ذهنیت مدام اعتماد به نفسش را ضعیف تر می کند.
تاثیر ذهن بر رفتار و روابط
وقتی شما از رییس تان متنفر باشید. خود به خود طرز برخورد شما و حرف هایی که درباره ی او می زنید تحت تاثیر این نفرت قرار می گیرد و این در رابطه ی شما و رییس تان تاثیر خواهد گذاشت. حتی او می تواند ناخودآگاه متوجه احساس شما نسبت به خودش شود و این در آینده ی شغلی شما مؤثر خواهد بود. در واقع نوع نگرش ما بر دیگران بر رفتار و روابط مان با آنها تاثیرگذار است.
تاثیر ذهن بر بدن
البته علم روانشناسی هنوز به تمام ابعاد این تاثیر پی نبرده است. اما همه می دانیم که بعضی بیماری های جسمی ریشه در ذهن و روان ما دارند. مثلاً شخصیت عصبی یا افسرده ی ما می تواند جسم ما نیز اثر منفی بگذارد و باعث بروز انواع بیماری ها شود. اکنون توصیه ی پزشکان به اکثر بیمارها این است که حرص نخورند، نگران نباشند و ...
اما برعکس این قضیه هم صادق است. یعنی یک ذهنیت مثبت می تواند اثر مثبتی بر جسم داشته باشد. اگر افکار منفی می توانند جسم را بیمار کنند، چرا افکار مثبت نتوانند جسم را درمان کنند؟! بارها شنیده و دیده ایم که شخصی فقط با نیروی ذهنی خویش بیماری لاعلاج خود را درمان کرده است.
در فیلم مستند راز، مردی که قطع نخاع کامل شده و فقط قادر به تکان دادن پلک چشمش بود و حتی تنفس او با دستگاه صورت می گرفت، تصمیم گرفت تا قبل از کریسمس با پای خود از بیمارستان خارج شود و این کار را هم کرد. او با تلقین و ساختن تصاویر ذهنی مثبت، ضایعه ی قطع نخاع خویش را درمان کرد. بیماران سرطانی زیادی هم هستند که فقط با نیروی ذهن خویش این کار را کرده اند. خانم مسنی پس از بهبود رماتیسم خود، مرکزی دایر کرده است که خانم های مسن با صندلی چرخ دار وارد این مرکز می شوند و پس از تمرینات ذهنی و شفای بیماری شان با پای خود از آنجا خارج می شوند. از این نمونه ها فراوان است و قدرت ذهن بی پایان.
چند بار پیش آمده که با نگاه کردن به چهره ی یک نفر، شخصیت او را قضاوت کرده اید؟ مثلاً با نگاه به چهره ی کسی به نظرتان آدم خوبی آمده یا قیافه اش برای شما تداعی کننده ی آدم بدجنسی بوده است؟
این چه چیزی را ثابت می کند؟ تاثیر ذهن و طرز فکر شخص بر شخصیتش و تاثیر شخصیت او بر چهره و جسمش.
آنها که با خود می گویند: «ما دیگر داریم پیرمی شویم»، «دیگر باید بیشتر مواظب خودمان باشیم»، «الان سنی است که آدم زود مریض می شود»، «من دیگر به آخر رسیده ام»، «دیگر از ما گذشته» و ... بیماری و پیری را به سمت خود می کشانند.
اما اگر سرزنده باشید و خود را جوان و سالم بدانید و به جای اینکه منتظر پیری و بیماری باشید، به سالم تر و جوان تر شدن خود فکر کنید، احتمالاً روند پیر شدن خود را کندتر خواهید کرد یا حتی چیزی بیش از آن.
حال چه باید کرد ؟...
در ادامه مطلب
انسان مثبت یا متعادل هم مثل همه ی آدم ها ممکن است ناراحت یا رنجیده یا عصبانی شود، اما موضوع و نکته ی مهم در میزان و شدت ناراحتی و عصبانی شدن است. یعنی آن قدر عصبانی نشویم که به خود و دیگران آسیب برسانیم و غصه و ناراحتی، چندین روز بر زندگی مان سایه بیندازد.
اگر چیزی ناراحت مان کرد، سعی کنیم در اولین فرصت ممکن از آن حالت دربیاییم. لبخند بزنیم و تا آنجا که می توانیم مشکلات را ساده تر بگیریم و فراموش نکنیم که دنیا بر مردمان سختگیر بیشتر سخت می گیرد. البته ممکن است در ابتدا این کار آسان نباشد، بخصوص برای کسانی که روحیه ی حساسی دارند و زودرنج هستند، اما اگر بخواهند و تلاش کنند، حتماً موفق می شوند.
محیط و آدم های اطراف ما همیشه چیزهایی برای رنجاندن و عصبانی کردن ما دارند و این امری است اجتناب ناپذیر، اما ما می توانیم خودمان را عوض کنیم و میزان حساسیت های مان را کم کنیم، این درست مثل خانه یی است که از محیط اطراف و از هوا گرد و غبار می گیرد. هیچ گاه نمی توان از ورود گرد و غبار جلوگیری کرد. چون حتی از پنجره ی بسته هم وارد می شود. اما این ما هستیم که نباید بگذاریم گرد و غبار همه جا را بگیرد و همه چیز را تیره و مات کند. مساله ی مهم وجود گرد و غبار نیست. بلکه میزان آن است. اگر خانه کمی گرد و غبار داشته باشد مهم نیست، اما اگر پر از گرد و غبار بشود، آن وقت زندگی ما رنگ و زیبایی خود را از دست می دهد.
عواطف منفی هم درست همین طور هستند، اگر از حد بگذرند همه چیز را به هم می ریزند.
پس باید عواطف مثبت و منفی مان را در حد متعادل نگه داریم. نه خوشحالی خیلی زیاد و افراطی خوب است و نه ناراحتی بیش از حد. گاه تکرار کردن یا نوشتن چند جمله ی مثبت تاثیر شگرفی بر روحیه ی ما و در پی آن بر زندگی مان خواهد گذاشت. می توانیم یک جمله را آن قدر تکرار کنیم تا به یک باور تبدیل شود و آن گاه آن باور را در زندگی ما متجلی خواهد شد.
قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |